تبليغاتX
وبلاگ شخصی خیرالله محمدیان

وبلاگ شخصی خیرالله محمدیان

کتاب ادبی ، مقاله ، شعر ،معرفی شعرا

کاپیتان بهبهانی الاصل تیم ملی هندبال ایران در کنار دکتر سالاری و حاج خیرالله محمدیان

IMG_9221

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 5:54  توسط امیر خندان پور  | 

کتاب آیین های و سوگواری های مذهبی در دارالمومنین بهبهان

طی مراسمی که روز سه شنبه در اداره تبلیغات اسلامی شهرستان بهبهان

با حضور مسئولین ادارات و اعضای کانون مداحان بهبهان صورت گرفت

کتاب آیین های و سوگواری های مذهبی در دارالمومنین بهبهان

تألیف: خیرالله محمدیان

رونمایی شد.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 11:30  توسط امیر خندان پور  | 

عاشورا

     كلمه عاشر به معني دهم و واژه هاي عاشورا ، عشوري ، عاشوري ، عشور به معني روز دهم  از ماه محرم را گويند. « المنجد / اقرب الموارد »  بيروني در آثار الباقيه اين واژه را عبري مي داند و يهود به دهم ، تشرين مي گويند.

      « .... عاشورا در سنن اعراب جاهلي محرّم الحرام اوّل سال قمري محسوب مي شد و اين ماه را جنگ نمي كردند. چنان چه قبيله اوس و خزرج 120 سال با هم نزاع داشتند و ليكن در ماه محرّم به اضافه ذي القعده ، ذي الحجّه و رجب دست از جنگ بر مي داشتند. روز اوّل محرّم كه فرا مي رسيد ، اوّل سال جديد تلقّي مي گرديد و تعطيل عمومي اعلام مي شد و تا ده روز جشن ملّي اعلام مي كردند. روز دهم كه عاشورا بود لباس هاي فاخر پوشيده و عطر استعمال مي كردند. بساط چراغاني و آينه بندي در كوچه و بازار و خانه ها به راه مي انداختند و به همديگر سال نو را  تبريك مي گفتند و از همين نظر دهم محرّم روز جشن ملّي و عيد عمومي و روز شادماني و تبريك بود. به طوري كه در بعضي از كشورهاي اسلامي و مجامع اهل سنّت مانند تركيه از همين سنّت جاهلي تبعيّت و پيروي مي كنند. /  شهر حسين (ع) ، محمد باقر مدرّس ، انتشارات دارالعلم قم ، چاپ اوّل 380 ص 238 و 239 »

      « قبل از واقعه ي كربلا عقد نكاح و جشن عروسي مرسوم  و مجاز از نظر قانون اسلام در ماه محرّم انجام مي گرفت. به گونه اي كه شيخ اعظم مفيد (ره) در كتاب « مسارالشيعه » در مورد محرّم عقد و زفاف  فاطمه (س) را با علي (ع) در شب بيست و يكم محرم سال سوم هجري نوشته است. /  همان صص 239 و 240 »

       بعد از واقعه ي كربلا و شهادت شريف ترين انسان هاي آزاده ي جهان اسلام ، به احترام آنان تمامي آداب و رسوم قبلي تعطيل و به تدريج آيين عزاداري به وسيله ي شيعيان مرسوم شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 13:7  توسط امیر خندان پور  | 

محرّم آمد و دارد به لب پیغام عاشورا...

روزهـا ،  هفته ها ، ماه ها و سال ها از پي هم مي آيند و مي روند امّا آن چه  به خاطر مي ماند يادهـا و اثرات حوادث بزرگ و جريان هاي سرنوشت سازي است كه در گـذر اين ايّام  اتّفاق افتاده اند. حوادث بزرگی كه تكرار نمي شوند. حوادثي كه تاريخ و فرهنگ و انسان مي سازند. حوادثي كه راه كمال را هموار مي كنند و جريان عاشورا يكي از آن هاست هر چند که عاشورا نه تنها یک حادثه که یک مکتب ، یک قیام ، یک دانشگاه ، یک جریان مداوم و مکرّر است و از این رو گفته اند : « کُلُّ یَوم ِ عاشورا وَ کُلُّ عرضِ کربلا » و چه خوب مي بينيم كه امروز شور حسيني و محبّت اهل بيت كوچه به كوچه و خانه به خانه ي دل ها را فتح كرده است.

      تعلّق روحي و ارادت به سيّدالشّهدا (ع ) و قمر بني هاشم (ع ) علمدار اِلمدار و سقّاي لب تشنه كامان كربلا و نيز شور و حرارت و اشتياقي كه شيعيان و حتّي بعضي از اهل تسنّن و ديگر اقليّت هاي مذهبي در برپايي آيين هاي سوگواري ايّام محرّم از صميم قلب و سویدای جان از خود نشان مي دهند ، حقيقتا وصف ناپذير ، شورانگیز ، تکان دهنده و منقلب کننده است.

       از آن جا كه براي رسيدن به آقا امام عصر( عج ) بايد عاشورايي بود ، اميدواريم كه با  ابراز اين محبّت ها مقدّمات ظهور آخرين بازمانده ي ايل عشق فراهم شده و خود را براي سربازي آقا آماده كنيم به شرطی که مثل منتظران کوفی مرام امام حسین (ع) نباشیم.

       امّا محرّم امسال مثل  هر سال براي من تداعي بخش خيلي از يادها و خاطره هاست. ناخودآگاه قطار يادها از مقابل چشم خانه ي ذهنم عبور مي كند و سوت بلند آن ساعت ها مرا به تأمّل وا مي دارد :. . . . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 13:1  توسط امیر خندان پور  | 

گاهنامه ي عاشورا

       وقایع تاريخي                     تاريخ  شمسي      تاريخ  قمري      تاريخ  ميلادي 

حركت امام حسين (ع) به مكه        17/ 2 / 59        28 رجب 60       4 / 5 / 680

ورود امام حسين (ع) به مكه          21 / 2 / 59        3 شعبان 60       8 / 5 / 680      

اعزام مسلم ابن عقيل به كوفه        31 / 3 / 59        15رمضان 60     18 / 6 / 680

ورود مسلم ابن عقيل به كوفه        20 / 4 / 59         5  شوال 60        8 / 7 / 680

حركت امام حسين (ع) به كوفه     20 / 6 / 59         8 ذيحجه 60       8 / 9 / 680

شهادت مسلم ابن عقيل در كوفه    21 / 6 / 59        9 ذيحجه 60        9 / 9 / 680    

 به دار زدن ميثم تمار در كوفه        3 / 7 / 59       22 ذيحجه 60     22 / 9 / 680

 آغاز سال 61 هجري قمري        12 / 7 / 59         1 محرم  61       1 / 10 / 680

 ورود امام حسين (ع) به كربلا      13 / 7 / 59       2 محرم 61         2 / 10 / 680

ورود سپاه ابن سعد به كربلا         14 / 7 / 59       3 محرم 61         3 / 10 / 680

تاسوعا و شهادت عباس (ع)          20 / 7 / 59       9 محرم 61         9 / 10 / 680

عاشورا و شهادت امام حسين       21 / 7 / 59       10 محرم 61      10 / 10 / 680

ورود كاروان اسيران به كوفه         23 / 7 / 59      12 محرم 61      12 / 12 / 680

حركت كاروان اسيران به شام       30 / 7 / 59       19 محرم 61      19 / 10 / 680

ورود كاروان اسيران به شام         11 / 8 / 59        1 صفر 61         30 / 10 / 680  

اربعين حسيني ( ورود جابر به كربلا) 30 / 8 / 59    20 صفر 61       18 / 10 / 680

وفات حضرت زينب  (س) در شام     14 / 1/ 61        15رجب 62       31 / 3 / 682 

قيام مختار ثقفي در كوفه         29 / 8 / 64      14ربيع الاخر66      17 / 11 / 685    

          

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 19:22  توسط امیر خندان پور  | 

قضيه ي كربلا چيست ؟

 شکوه و عظمت حماسه ی استثنایی ، ماندگار و بی تکرار کربلا آن چنان چشمگیر بوده است که بیش از هر ماجرای دیگری توانسته است در جهت بخشی به حرکت تاریخ به ویژه تاریخ اسلام و تشّیع علوی نقش بسیار مؤثّر و غیر قابل انکاری را ایفا کند. بی گمان در طول تاریخ بشری هیچ ماجرا – و نه حادثه - ای را نمی توان یافت که به اندازه ی حماسه ی کربلا با نفوذ در عمق جان و فطرت انسان های آزاده ، کام تشنگان حقیقت را سیراب نماید و حق باوران را به آن حد از شیفتگی و شیدایی برساند که برای رسیدن به آرمان های والای عزّت و آزادگی از نثار جان و تمام هستی خود دریغ نورزند.

      نهضت عاشورا بر محور فداکاری و جان افشانی امام حسین (ع) و یاران باوفا یش شکل گرفت و تاریخ  بشری را سرشار از حماسه و ایثار کرد و درس آزادگی و عزّت به انسان داد. خون امام حسین (ع) و یارانش درخت اسلام را برای همیشه ی تاریخ  آبیاری و عزّت و بیداری را به رگهای جامعه تزریق نمود.

     امّا کربلا با درخشش مصلح بزرگ جهانی خود که شعاع محبّت او تا قرون متمادی بر تمامی دل های عاشق پرتو افکنی می کند ، یک صورت ظاهری سیاه و سفید دارد و دهها صورت باطنی رنگارنگ . صورت ظاهری آن همان است که مورّخین نوشته اند و غیر از اولیا و اتقیا - اهل بیت امام حسین (ع) و یاران باوفای او- که پرونده ای پرافتخار و نورانی از خود به جا گذاشتند ، اشقیا نیز با حضوری بی رحمانه و ظالمانه کارنامه ای سیاه رنگ دارند. ضمن معرّفی اجمالی دو چهره ی اصلی حق و باطل ،  صورت ظاهری قضیّه ی کربلا را با هم ورق می زنیم :

..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 19:13  توسط امیر خندان پور  | 

پيشينه ي عزاداري در ايران

       بشر از آغاز حضورش درعرصه ي گيتي مي دانست كه روزي  به ناچار بايد از اين سراي فاني رخت بربندد و به ديار باقي و اصل خود برگردد.... آري :

                     هركسي كاو دور ماند از اصل خويش       باز جويد روزگــار وصل خويش

      داغ فراق عزيز كوچ كرده به سراي باقي براي هركسي دشوار است و اين جاست كه اشك برخاسته از دل از معبر چشم جاري مي گردد و مرثيه سرايي ، شروه خواني و عزاداري آغاز مي گردد تا شايد تسكيني باشد بر داغ فراق.

      شايد نخستين اشكي كه در عزاداري ريخته شد ، سوگواري حضرت آدم بود در عزاي فرزندش هابيل كه از جفاي ظلم برادرش قابيل از دنيا رفت. شايد هم گريه ي نوزاد هنگام تولد را بتوان نخستين عزاداري بشر به حساب آورد كه از دنياي دلبسته اش دل مي كند و قدم در عرصه اي ناشناخته مي گذارد......

      به هر حال عزاداري چيزي  نيست كه نياز به تاريخچه ي دقيق داشته باشد چرا كه همزاد و همراه بشر از آغاز خلقت  بوده است. امّا در اينجا مقصود ما از پيشينه ي عزاداري در ايران نوع خاص آن است كه جنبه ي آييني  و ديني دارد و رسالت و پيام و بازخوردي در متن و بطن آن نهفته است.  

     آن چه مسلّم است در ايـران باستان همانند همه ی ملت ها ، مرثيه سرايي و عـزاداري برای مردگان و پهلوانان به شكل هاي مختلف آييني مرسوم بوده كه رثای مرزکو و مراسم سووشون ( نوحه خواني در مرگ سياوش ، شهيد شاهنامه ) از نمونه هاي بارز آن بوده است. در گشتاسب نامه ی دقیقی و شاهنامه ی فردوسی نیز به موارد متعّدد برمی خوریم که در آن ها پس از مرگ سردار یا قهرمانی داغدیدگان و منتقمین مرثیه هایی سروده اند.

      سياوش فرزند كيكاووس پادشاه كياني ايران زمين در جريان حادثه اي به توران پناهنده شده و

در آن جا ماندگار مي شود. او كه نخست از طرف پدر به عنوان فرمانده ي سپاه  ايران به جنگ افراسياب رفته بود ، عليرغم ميل باطني پدر از جنگ با دشمن دست كشيده و به دشمن پناهنده مي شود. افراسياب نيز از او استقبال نموده و به پاس جوانمردي اش دخترش ، فرنگيس را به او داده و او را داماد خود مي كند. پيران ويسه وزير خردمند او نيز دخترش جريره را به عقد سياوش در مي آورد. به اين ترتيب سياوش داماد پادشاه و وزير تورانيان مي شود. بعدها از فرنگيس پسري به نام خسرو و از جريره پسري به نام فرود متولّد مي شود. سياوش كه در توران دو شهر با نام هاي سياوش گرد و گنگ دژ بنيان نهاده بسيار مورد محبت و احترام تورانيان قرار مي گيرد. در اين ميان گرسيوز برادر افراسياب احساس خطر كرده و در پي براندازي سياوش بر مي آيد. او به همدستي يارانش با اجراي توطئه اي نقشه ي قتل سياوش را مي ريزد و سرانجام سياوش در حالي كه بي گناه ، تنها ، مظلوم ، غريب و پاك است دور از وطن به دست تعداد زيادي از ياران گرسيوز به شكل رقّت انگيزي كشته مي شود. اين واقعه دل مردم ايران را عميقا به درد مي آورد  و سياوش كه بسيار مورد علاقه ي ايرانيان است « شهيد شاهنامه » لقب مي گيرد. از آن به  بعد  همه ساله ايرانيان قدرشناس به پاس پاكي ، بي گناهي ، غربت و مظلوميت سياوش مراسم سوگ او را برگزار مي كردند و اجراي « سووشون » كه نوعي نمايش و تعزيه ي مذهبي است ، در آيين هاي ايرانيان به عنوان يك فرهنگ ارزشمند تثبيت مي شود. 

       اين نمايش از گذشته هاي دور تا چند دهه ی گذشته در بسياري از مناطق ايران اجرا مي شده است و مردم هنگام اجراي اين نمايش با گريه و زاري و ريختن خاك بر سر و صورت خود و نيز پوشيدن لباس هاي سياه ياد سياوش را گرامي مي داشتند. حتّي بعد از ماجراي كربلا و شهادت سيّد و سالار آزادگان جهان و عزاداري ايّام محرّم سوگ سياوش همچنان جزء نمايش ها و برنامه هاي آييني ايرانيان محسوب مي شده است.

       در شاهنامه فردوسي و گشتاسب نامه دقيقي به موارد متعدّدي از مرثيه  بر مي خوريم كه از جمله ي آن ها گريستن مغان بر مرگ سردار يا قهرماني يا مرثيه هايي است كه براي افراد داغديده سروده شده است.

      « گویا زردشتیان ایران تا سده ی چهارم اسلامی گریستن بر مغان یعنی اجرای صحنه هایی همانند شبیه خوانی را فراموش نکرده بودند. / ادبیّات دوره ی بیداری و معاصر ، دکتر محمد استعلامی ، ص 9 »

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 18:57  توسط امیر خندان پور  | 

ريشه هاي عزاداري در قرآن

     «..... عزاداري مذهبي ريشه در قرآن دارد و با توجّه به آيات متعدّد مي توان پي برد كه اوّلين روضه خوان خداوند است :

         مثلا در آيات 4 تا 8 سوره بروج مي خوانيم : « قُتِلَ اَصحابُ  الاُخدود. اَلنّارِ ذاتِ الوَقودِ. اِذ هُم عَلَيها قُعودُ. وَ هُم عَلي ما يَفعَلونَ  بِالمُؤمِنينَ شُهودَ. وَ ما نَقَموا  مِنهُم  اِلّا اَن يُؤمِنوا  بالله العَزيزِ الحَميد. =  قسم به اينان كه اصحاب اخدود همه كشته شدند. همان مردم ظالمي كه آتش سختي به جان خلق  برافروختند. همان هايي كه بي رحمانه بر كنار آن خندق هاي آتش بنشستند و سوختن مؤمناني را كه به آتش افكندند ، مشاهده كردند. و با آن مؤمناني كه بسوختند ، هيچ دشمني نداشتند جز آن كه آنان به خداي مقتدر ستوده ايمان آورده بودند. »

       اين بيان خداوندي نوعي روضه خواني در حق اصحاب اخدود است كه مظلومانه و بي هيچ گناهي كشته شده اند. نمونه ي ديگر آيه 41 سوره مريم است : « وَاذكُر فِي الكِتابِ اِبراهيمِ =  اي پيامبر از فداكاري ابراهيم ياد كن و او را گرامي بدار. » يعني از سختي ها و مصيبت هايي كه بر سر ابراهيم در حين انجام رسالت الهي خود آمد ، ياد كن.

       نمونه ي ديگر آيه 16 سوره مريم است : « وَاذكُر فِي الكِتابِ مَريمِ = اي پيامبر از فداكاري مریم ياد كن و او را گرامي بدار. »

       همچنين 9 آْيه ي اوّل سوره ي تكوير نيز نوعي عزاداري الهي است : « اِذَا الشَّمسُ كُوِّرَت وَ اِذَا النُّجومُ انكَدَرَت. وَ اِذَا الجِبالُ سُيِّرَت. وَ اِذَا العِشارُ عُطِّلَت . وَ اِذَا لوُحوشُ حُشّّرَت . وَ اِذَا البِحارُ سُجِّرَت. وَ اِذَا النُّفوسُ زُوِّجَت. وَ اِذَا المُوءُدَهُ سُئِلَت. بِاَيِّ ذَنبِ قُتِلَت. =  قسم به هنگامي كه آفتاب تابان تاريك شود و قسم به زماني كه ستارگان آسمان تيره شوند و فرو ريزند قسم به هنگامي كه كوه ها به رفتار آيند و جاري شوند و قسم به هنگامي كه شتران عشار را به كلّي رها كنند و به دور افكنند و قسم به هنگامي كه وحوش به عرصه ي قيامت محشور شوند و قسم به هنگامي كه درياها چون آتش شعله ور شوند و قسم به هنگامي كه نفوس خلق همه با همجنس خود در پيوندند و قسم به هنگامي كه از دختران زنده به گور شده  باز پرسند كه آن بي گناهان را شما به چه جرمي كشتيد ؟ » /  برداشت خلاصه شده اي از سخنراني حجّت الاسلام حاج محسن قرائتي در باره ي موضوع عزاداري و آفات آن در تاريخ 30 / 11/ 1382 »

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 18:56  توسط امیر خندان پور  | 

* معني واژه ي عزادار و عزاداري

عزاداری بهبهان

با مراجعه به فرهنگ هاي مختلف از جمله لغت نامه دهخدا ،  فرهنگ معين ، فرهنگ معاصر عربي به فارسي و....در مي يابيم كه واژه ي عزا به معني اعلام وقوع مصيبت ، شكيبايي در مصيبت ، تسلّي ، سنگيني ، وقار ، متانت ، غمگساري ، دلداري و سوگواري در غم از دست دادن كسي است و عزادار كسي است كه ماتم زده و سوگوار باشد. شيون كردن ، گريستن ، گله كردن ، برسر وسينه زدن ،  موي كندن ، سياه پوشيدن ، نوحه خواندن  و.... از نشانه هاي ظاهري آيين عزاداري است. شكّي نيست كه غم از دست دادن عزيران دشوار و گاهي غير قابل تحمّل است و اگر نعمت فراموشي را خداوند در وجود انسان قرار نمي داد ، آدمي هرگز روي شادي و نشاط را به خود نمي ديد. به هر حال چون عزاداري به جهت تسلّي دادن و تسلّي يافتن و به آرامش روحي رسيدن صورت مي گيرد ، بايد جوري رفتار كرد كه شخص عزادار احساس تنهايي نكند. حال اگر عزاداري صبغه ي مذهبي و آييني هم داشته باشد ، پيام ها ، رسالت ها ، حركت ها و مسئوليت هايي نيز به دنبال دارد كه نمي توان آن ها را ناديده گرفت چرا كه در اين صورت عزا ، يك عزاي معمولي نيست و صاحب عزا هم شخص عادي نيست كه به همين راحتي فراموش شود. لذا داشتن بصيرت ، آگاهي و آماده شدن براي انجام هر كار در راستاي اين حركت و اين احساس تعهّد جزء ضروريّات اين نوع عزاداري محسوب مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 18:53  توسط امیر خندان پور  | 

سرداران شهيد بهبهان

* سرداران شهيد بهبهان     

     بهبهان علاوه بر اين كه به « دارالمؤمنين » و « دارالعلما » معروف است « دارالخيّرين » و « شهر سرداران شهيد » نيز هست چرا كه در هشت سال دفاع مقدّس علاوه  بر1100 شهيد و2200 جانباز  و 200 آزاده ي سرافراز ، تعداد زیادی از فرماندهان يا معاونان لشكر ، قرارگاه ، تيپ ، گردان ، گرهان ، مسئول اطلاعات عمليات و.... شهید خود را تقديم انقلاب نموده كه از اين نظر در تمام ايران به نسبت جمعيّت خود بالاترين رتبه ی افتخار را داشته است.

     در حادثه حمله موشكي حزب بعث عراق به مدرسه راهنمايي شهید حمدالله پيروز در تاریخ 4 آبان 1362 نیز 74 دانش آموز و معلّم مظلومانه به شهادت رسيدند كه اين حادثه در طول هشت سال دفاع مقدّس در ايران كم نظير بوده است و به همین دلیل امام خمینی (ره) در سخنرانی خود بعد از این حادثه ی تلخ ، بهبهان را دو بار « شهر مظلوم » خواندند.

      همچنین صبح 20 دی ماه سال 1365 در جاده ی شهید صفوی شلمچه گردان فجر بهبهان مورد بمباران شیمیایی حزب بعث عراق قرار گرفت که بیش از 95 تن از رزمندگان دلیر بهبهانی در این حادثه ی تلخ بر اثر استشمام گاز خردل  به شهادت رسیده و عدّه ی زیادی نیز مجروح شدند که در سال های بعد به خیل یاران خود پیوستند. این دو واقعه از حوادث ماندگار بهبهان در دوران اخیر و از اسناد مظلومیت این شهر در پایداری از آرمان ها و ارزش های مقدّس انقلاب اسلامی به شمار می روند. برخي از سرداران شهید و فرماندهان صاحب نام و پر افتخار دفاع مقدّس بهبهان در طول هشت رکعت عشق و ایثار عبارتند از : ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 22:5  توسط امیر خندان پور  |